تا سال ها یی نه چندان دوردرگذشته، میل به هم جنث در همه ی دنیا انحراف محسوب می شد.اما امروزه می دانیم که در بسیاری از کشورها این تمایل نه تنها انحراف شناخته نمی شود که قوانین هم به دفاع از صاحبان این میل و سلیقه برخاسته است. بیشترین آمار هم جنث خواهی در زنان یا همان ل ز ب ی ن مربوط به کشور آمریکا و بیشترین هم جنث خواهی در مردان یا گ ی متعلق به کشور چین می باشد.
متن زیر نظر یکی از دوستان می باشد که به نظرمن نگاهی جالب و تامل برانگیز دراین مورد دارد وهمچنین فاکتور های فرهنگ ، مذهب و رسوم را به خوبی دربر می گیرد. این متن به هم جنث گرایی درمیان زنان در جوامع بسته می پردازد.
………………………………………………………………..
موضوع بلوغ و ظهور حس جنثی از جمله ی مواردی ست که نه می توان با انکار آن وپاک کردن صورت مساله ونه با بی تفاوتی با آن برخورد کرد چرا که قدرت و اهمیت این حس مانع از چنین رفتاری می شود . پس بهترین شیوه ی برخورد با آن شناخت و آگاهی هر چه دقیق تر در این رابطه و اطلاع رسانی صحیح در این مورد می باشد. هر چه مخفی کاری و تابو سازی در این مورد بیشتر باشد به انحراف کشاندن آن نیز میسر تر و رایج تر می شود.
اولین شناخت جنثی هر فرد از خویشتن شروع می شود. یعنی اولین تجربه ی دیداری آلت جنثی و اولین حس جنثی همیشه با اندام جنثی خود شخص تجربه می شود . سپس در سنین بلوغ در صورتی که این حس به درستی هدایت شود و حتا هدایت هم نشود و مانعی بر سر راهش گذاشته نشود به سمت غیر هم جنث هدفمند می شود. ( جز در اشخاصی که از لحاظ فیزیولویکی غیر از این هستند) . در جوامعی که از کودکی دختران رابه واسطه ی دین، مذهب با پرهیز از مذکر تربیت می کنند ناخودآگاه دختران را به سمت نوعی ارضای جنثی هدایت می کنند که از هر حیث ازضریب امنیت وسلامت بالایی برخوردار است و آن داشتن شریکی از نوع هم جنث است. در جوامع بسته یک رابطه ی جنثی خارج از ازدواج ( حتا درصد بالایی درروابط باازدواج ) یک رابطه ی برابر محسوب نمی شود و بیشترین بارِ این رابطه بر دوش زن می باشد . اما دررابطه ی بین دو زن این بار بین هردو یکسان تقسیم می شود . برقراری رابطه بین دو زن بسیار راحت تر و امن تر می باشد و خطر بارداری نیز در آن وجود ندارد و همه ی این ها مزایایی ست که دختران را به سمت هم جنث گرایی سوق می دهد . به نظر من وقتی هم جنث گرایی به این صورت شکل بگیرد یک انحراف است چرا که از روی انتخاب و ازسر آزادی نبوده و اجبار، علت ایجاد آن می باشد . اگر در کشور آمریکا این موضوع دیگر یک انحراف محسوب نمی شودو نوعی سلیقه به حساب می آید به جهت حق انتخابی ست که افراد در این نوع تمایل دارند وگرنه در کشوری که اجبارها ، بایدها و نباید ها این گرایش را ایجاد می کنند انحراف بودنش را نباید نادیده گرفت. هم جنث گرایی مانند بسیاری موارد دیگر که در جامعه ی ما سر جای خودش نیست در جای واقعی خود قرار ندارد. در مصاحبه هایی که با تعدادی از هم جنث گراهای زن داشته ام این موضوع را به وضوح مشاهده نموده ام. برخی از آنان پس از فراهم آمدن رابطه با غیر هم جنث رابطه ی هم جنث گرایانه ی خود را به صورت لکه ی سیاهی در زندگی شان در ذهن داشته اند که این امرباعث شده تا فشار زیادی را متحمل شوند . تنش هایی که در همه ی سال های زندگی همرا ه شان بوده وهست. فرق است میان یک هم جنث گرای واقعی و یک هم جنث گرای از سر شرایط و موقعیت . اگر بستری برای آمار گیری موجود بود آن وقت می توانستیم ببینیم که چند درصد واقعی از زنان یک جامعه ی بسته اولین تجربه های جنثی واقعی شان با هم جنث شان بوده . این را من در یک جامعه ی کوچک دیده ام و بی اغراق می توانم بگویم که شصت درصد زنان آن جامعه چنین تجربه ای داشته اند! واقعیت های یک جامعه را هر چقدر مخفی تر کنیم به کمیت وعمق مساله افزوده ایم . آگاهی ، شناخت و اطلاع رسانی می توانند بهترین گزینه های موجود باشند.
گزینگ قاضی – آبان 89